بسم الله الرحمن الرحیم «هر دستی بدهی…» خیلی به فرزندان یتیم همسایهاش، احترام میگذاشت. از رسیدگی به آنان کوتاهی نمیکرد و دائما احوال آنها را جویا میشد. روزی از او علت این اخلاق کریمانه را جویا شدم. با خوشرویی جواب داد:« من برای… بیشتر »
آرشیو برای: "اسفند 1401"
بسم الله الرحمن الرحیم «ثروتمند متواضع و فقیر خویشتندار!» تواضع و فروتنی، یک ویژگی بسیار واضح در زندگی او بود. وضع زندگی او خوب بود؛ ولی اصلا انسان، احساس نمیکرد که او به دنبال فخرفروشی است. مقدار زیادی از اموالش را هم جدای از برنامه خمس، انفاق… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم «از خدا حیا میکنم!….» سختی های گرانی اجناس و اتفاقات شغلی، او را کلافه کرده بود. همین مسائل، باعث میشد به اندک بهانهای با همسرش درگیر شود و کار به دعوا و مشاجره کشیده شود! در این میان، درخواستهای مکرر خانمش هم او را… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم «فقیر ثروتمند و ثروتمند فقیر!» همه به چشم فقیر به او نگاه میکردند. بهرهای از پول زیاد و خودرو و مسکن نداشت. با همه این اوصاف، یک انسان با اخلاق بود و وجدان کاری او مثال زدنی بود. برادری داشت که او در قطبی مخالف با او… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم «زیبا ببینید! خیلی کم و ناقابل است!» منزل یکی از اقوام دعوت شده بودم. چند نوع غذا به همراه دسرهای مختلف، تدارک دیده بودند. آخر کار، میزبان به مهمانان گفت:«این غذا قابل شما را نداشت! کاستیها را ببخشید!» حرف خوبی نبود. به یاد… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم «دام خوشبختی !!» اموالی را از راه حرام بدست آورده بود. از این بابت، بسیار خوشحال بود و همواره به اموالش فخر فروشی میکرد. عجیبتر اینکه اینها را به عنایت خداوند مستند میکرد و میگفت:« خدا این طوری رزق ما را رسانده… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم «پاک شدن ظرف کثیف!» پسری از پدرش پرسید:«پدر جان! شما که معنای هیچکدام از آیات قرآن را نمیدانید؛ پس برای چه اینقدر به قرائت قرآن علاقه دارید؟» پدر، ظرف کثیفی را به دست پسر داد و به او گفت:« پسرم! برو و آب دریا را برای… بیشتر »
بسم الله الرحمن الرحیم «اینجا ننشینید! آنجا خوب است!» مهمان یکی از دوستانم شدم. اصرار داشت که شما بالای مجلس بنشینید و پایین مجلس نباشید! من هم چون عادت داشتم در مجلسها پایین بنشینم قبول نکردم و پایین نشستم! پس از چندی متوجه شدم، جایی که من… بیشتر »